تبلیغات |
░▒▓╢♥ عشق من ♥╟▓▒░ درباره وبلاگ A:M عشق من تا اخر عمرم دوست دارم. سلام دوستای خوبم خوش امدید اگه از وبلاگ من خوشتون امد توی قسمت انتخاب وبلاگ برتر به وبلاگ من رای بدید,ممنون مدیر وبلاگ : Amin ![]() وبلاگ برتر در تاپ بلاگر مطالب اخیر آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها نویسندگان آمار وبلاگ
ابتدا نیت كنید سپس برای شادی روح حضرت حافظ یك صلوات بفرستید .::.حالا كلید فال را فشار دهید.::. ![]() ![]() وبلاگ برتر در تاپ بلاگر این سایت را حمایت می کنم یکشنبه 8 آبان 1390 :: نویسنده : Amin
چِقَدر زیباست حِس ِ با تو بودَن
حِس ِ تو را داشتَن
حِس ِ خودخواهی بَرایِ تو
آری...
مَن تو را فَقَط بَرایِ خود میخواهَم
مَن حِسادَت میکُنَم حَتی به مورچه هایی که اَز کِنارَت میگُذَرَند
آری...
مَن خَسیسَم...مَن تو را با هیچکَس وَ هیچ چیز شَریک نِمیشَوَم
چِقَدر زیباست این خَسیس بودن بَرایِ تو...
پسَ بِدان ، تو فَقَط اَز آنِ مَنی!!
بِدان، تو را به هیچکَس حَتی بَرایِ ثانیه ای قَرض نِمیدَهَم
بِدان، آغوشَت فَقَط جایگاهِ مَن اَست!!
![]() وبلاگ برتر در تاپ بلاگر نوع مطلب : برچسب ها : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : Amin
من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم
عشق من ...
نوع مطلب : برچسب ها : جمعه 15 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : Amin
دستمال کاغذی را با اشک هایت تر کن و روی قلبت بکش ! عـ ـشـ ـقـ ـ همچنان در وجودت نفس می کشد فقط کمی خاک گرفته است!!!نوع مطلب : برچسب ها : سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : Amin
پیرمرد صبح زود از خانه بیرون آمد. پیاده رو در دست تعمیر بود. در
خیابان شروع به راه رفتن کرد که ناگهان ماشینی به او زد. به زمین افتاد. مردم دورش
جمع شدند و او را به بیمارستان رساندند. نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : Amin
به آغوش تو محتاجم برای حس آرامش
برای زندگی با تو پر از شوقم ! پر از خواهش به دستای تو محتاجم برای لمس خوشبختی واسه تسکینه قلبی که براش عادت شده سختی به چشمای تو محتاجم واسه تعبیر این رویا که بازم میشه عاشق شد تو این بی رحمی دنیا به لبخند تو محتاجم که تنها دل خوشیم باشه بذار دنیای بی روحم به لبخند تو زیبا شه به تو محتاجم و باید پناه هق هقم باشی همیشه آرزوم بوده که روزی عاشقم باشی که روزی عاشقم باشی... ![]() نوع مطلب : برچسب ها : دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟
پسر گفت : نه ، نیستی دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟ پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم دختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟ پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم دختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های الماس اشک چشمانش را نوازش میکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد و گفت : تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از آن را و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 27 فروردین 1391 :: نویسنده : Amin
اینک که دستان گرمت درون دستهای من است ، سرت بر روی شانه های من است شاید
چشمهای خیسم را نبینی اما میتوانی حس کنی که شانه هایت خیس است.
من نیز مثل تو از فردا میترسم ، من نیز مثل تو میترسم تو را از دست بدهم و تنها خاطرات در کنار هم بودن بر جا بماند ! خاطره هایی که یاد آنها مرا دیوانه میکند. اینک که در آغوش مهربانت هستم ، خیلی آرامم ، کاش ثانیه ها در همین لحظه که تو در کنارمی بایستد حتی یک ثانیه نیز جلو نرود . این لحظه را برای همیشه و تا ابد میخواهم ، تو را از همین لحظه و برای همیشه میخواهم. حتی فکر اینکه یک لحظه نیز بدون تو باشم مرا پریشان میکند. نه عزیزم بدون تو هرگز ! بدون تو نه مهتاب برایم نورانیست و نه خورشید برایم آفتابیست. نه ستاره ای در آسمان قلبم میدرخشد و نه بارانی در کویر دلم می بارد. سخت است بی تو بودن ، تلخ است دور از تو بودن ، محال است بی تو نفس کشیدن نوع مطلب : برچسب ها : جلسه محاکمه عشق بود و قاضی عقل ، وعشق محکوم بود به تبعید به دورتریند نقطه مغز یعنی فراموشی . قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند. قلب شروع کرد به طرفداری از عشق، آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدنش را داشتی، ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی و شما پاها که همیشه منتظر رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید؟ همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند ، تنها عقل و قلب در جلسه ماندند . عقل گفت : دیدی قلب همه از عشق بی زارند، ولی متحیرم با وجودی که عشق بیشتر از همه تو را آزرده چرا هنوز از او حمایت میکنی ؟ قلب نالید و گفت : من بی وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار میکند و فقط با عشق میتوانم یک قلبی واقعی باشم ... نوع مطلب : برچسب ها : شنبه 12 فروردین 1391 :: نویسنده : Amin
جمعه 11 فروردین 1391 :: نویسنده : Amin
مال منی، نفسهای منی، عشق منی تو
زندگی با تو آرام آرام است، آرامش لحظه های منی تو چقدر این دنیا زیباست ، زیبایی دنیای منی تو میدخشد خورشید در قلب آسمان آبی ، نورانی ترین صحنه ی زندگی منی تو عشق کلامیست جاودانه ، معنای واقعی عشقی تو این راه بی پایان است ، اول راه من و توییم و آخر راه از عشق هم مردن میشنوم صدای عشق را از لا به لای نوازش های پر مهر تو میشنوی صدای محبتم را از سوی بوسه های پر از عشق من چشمهایم اسیر شده به چشمهایت قلبم گرفتار شده در گرمای آغوش مهربانت دلبستن من یک سو، دوست داشتن تو سویی دیگر عاشق شدنت یک سو ، مجنون شدنم سویی دیگر من و تو با هم ، دنیایی دیگر ، رویاهای ما ، عاشقانه ترین رویاییست در دنیای ما که هیچگاه نمیمیرد به حال و هوای تو آمدم در دنیای عاشقی، در همان هوا ، حس کردم در حال خودم نیستم ، در برابر تو مات و مبهوت ایستاده ام. انگار مست مست بودم ، مست شراب چشمهای تو ، این آخرین لحظه ای نبود که از حال رفتم در حال و هوای دیدن چهره ی ماه تو باز هم از حال رفتم ، من که اسیر تو بوده ام از آغاز ، باز هم در همان گرفتاری و اسارت ، اسیرتشدم ، دیوانه تر از آن مجنون قصه ها شدم …. مال منی ، نفسهای منی ، زندگی منی تو قلب بی ارزشم را با احترام فدا میکنم در راه عشق تو ![]() ![]() نوع مطلب : برچسب ها : دوشنبه 29 اسفند 1390 :: نویسنده : Amin
باز هفت سین سرور
نوع مطلب : برچسب ها : جمعه 19 اسفند 1390 :: نویسنده : Amin
به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
نوع مطلب : برچسب ها : سه شنبه 9 اسفند 1390 :: نویسنده : Amin
در قلبم یکی مرا صدا میزند ، میشنوم، نوع مطلب : برچسب ها : جمعه 5 اسفند 1390 :: نویسنده : Amin
با آمدنت به زندگی ام معنا دادی ،
تو یک مروارید پنهان در سینه ات را به من دادی
نوع مطلب : برچسب ها : |
||